سلام
انسانها در تفکرات خود،معمولآ دچار توهماتي ميشوند. و بر اساس تفکراتشان تصميم ميگيرند.و تصميمي که بر پايه توهم باشد قطعآ نتيجه قابل قبول و مورد انتظاري در بر نخواهد داشت.
يکي از مسائلي که معمولآ انسانها در برخورد با آن بازيچه ي توهم خود مي شوند،مسئله رزق است.
شايد اين مسئله در زمانه ما مهمترين مسئله ي حل نشده ايست که در عين حال کمتر کسي به اهميت آن و سعي در حل آن توجه دارد.البته اين مسئله به راحتي توسط قرآن واهل البيت(عليهم السلام) حل شده و در نظام اسلامي جايگاه مشخصي دارد.ولي در عصر ما دستخوش طوفان ويرانگر غربي شدن و مدرنيسم شده و جايگاه واقعي خود را در بين مردم به جايگاهي موهومي داده است.
بحث پيرامون اين موضوع که چرا مسئله رزق در زمان ما به صورت مسئله اي مبهم درآمده،(1) ولي در صدر اسلام اينقدر ابهامات در آن نبود ، شرايط تحقيقاتي،مطالعاتي و ادراکي بيشتري مي طلبد(2) ولي ميتوان با توجه به بقيه ي موضوعات مثل جبرو اختيار که در صدر اسلام ،کمترمسلماني پيرامون آن مسئله مشکل داشته ، چنين دريافت که مشکل ما درتفاوت منظرمان نسبت به منظر مسلمين صدر اسلام در نگاه به چنين موضوعاتي است. درمنظري که اسلام راستين در صدر ظهورش براي مسلمين ايجاد کرد چنين مشکلاتي مطرح نبود ، ولي امروزه با وجود سيل تفکرات غالب اومانيستي (3) و توهميِ غرب گرايانه ، که نا خود آگاه هر انساني ولو مذهبي را مورد هجمه قرار ميدهد و در طرز تفکر و اعتقادات او رخنه مي کند، منظرو جهت نگاه عموم انسانها کاملآ متفاوت است و به علت واحد بودن حقيقت (4) ، جواب اين مسئله فقط در يکي از ديدگاه ها وجود دارد و اگر هم در منظر ديگر براي آن جوابي داشتيم ، آن جواب اصلآ وجود ندارد!(5)
پس اگر بخواهيم پيرامون اين موضوع بحث کنيم ، ابتدا بايد وجود خود را از تفکرات و نگاه هاي اومانيستي ( وتوهمي) کاملآ خالي کنيم ، سپس با منظر اسلامي آشنا شويم و سعي کنيم وجودمان(6) را اسلامي کنيم.آنگاه لازم است دوباره نگاهي دقيق به مسئله بياندازيم و ببينيم که آيا هنوز هم به صورت مسئله مانده است يا خير و اگر مشکل باقي است آيا هدف ما از طرح اين سوال تغيير کرده يا نه؟
به خواست خدا سعي ميکنم در آينده با نگاهي غير توهمي و غير اومانيستي مسئله ي رزق را دنبال کنم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- البته براي آنها که دغدغه ي کشف حقيقت کلام قرآن و معصوم را دارند
2- که فقير، محرومم .!!!
3- انسان محوري يا اصالت انسان
4- چون خدا حق مطلق است و هر حقيقتي از حق مطلق سرچشمه ميگيرد ،وخدا احد است (قل هو الله احد).
5- چون حقيقت نيست و غير حقيقت هم وجود ندارد(قل هو الله احد).آن هم که ما ميگوئيم، توهم است.
6- منظور از وجود،حقيقت است زيرا فقط حقيقت وجود دارد. در ضمن حقيقت نمي ميرد!
توهمات اضافي:
1- مطلب بالا را سعي کردم سريع تر ارسال کنم . چون ميدونستم اگر بخواهم روي آن بمانم و تکميلش کنم ،تا ابد اين وبلاگ به روز نمي شد(شايد به مقام فنا مي رسيدم)
2- بحث درمسئله ي رزق بسيار بالاتر از حد و اندازه هاي نانو متري اين فقير است . پس(اي خدا) به من عاجز کمک کنيد .
3- اگر مشکلي به نظرتون اومد حتمآ بگيد.(اعم از لپي،لفظي،انشائي،مفهومي و....)
4- توهم اضافي موقوف.....................................