86/9/28
6:58 عصر

خطبه غدیر-2(فرمان الهى براى مطلبى مهم)

فردا روزی است که همه دعاهای انسان اجابت میشود.
اعمال انسان در این روز باطن پیدا می کند و به عالم غیب وصل میشود.
نیات جزو اعمال حساب میشود.همچنین سخن ها.
فردا روز عرفه است.

میگویند، احتیاط کن ، التماس نکن!
من احتیاط نکرده ام......واقعاً التماس دعا دارم.


ادامه خطبه غدیر را از لسان پیامبر نوش کنید...
......................................................................................................

فرمان الهى براى مطلبى مهم

براى خداوند بر نفس خود به عنوان بندگى او اقرار مى‏کنم، و شهادت مى‏دهم براى او به پروردگارى، و آنچه به من وحى نموده ادا مى‏نمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابى از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حیله عظیمى بکار بندد و دوستى او خالص باشد ـ نیست خدایى جز او ـ زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق على بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‏ام، و براى من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.

خداوند به من چنین وحى کرده است: «بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ...»، «اى پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ـ درباره على، یعنى خلافت على بن ابى‏طالب ـ و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده‏اى، و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند.»

اى مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهى نکرده‏ام، و من سبب نزول این آیه را براى شما بیان مى‏کنم:

جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم ـ که او سلام است ـ مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهى اعلام کنم که «على بن ابى‏طالب برادرِ من و وصى من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز اینکه پیامبرى بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.»

و خداوند در این مورد آیه‏اى از کتابش بر من نازل کرده است: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّه‏ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا ...»، «صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانى که ایمان آورده و نماز را بپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند»، و على بن ابى‏طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مى‏کند.

اى مردم، من از جبرئیل درخواست کردم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمى متقین و زیادى منافقین و فساد ملامت کنندگان و حیله‏هاى سخره کنندگانِ اسلام اطلاع دارم، کسانى که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان مى‏گویند آنچه در قلب‏هایشان نیست، و این کار را سهل مى‏شمارند در حالى که نزد خداوند عظیم است. همچنین به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده‏اند تا آنجا که مرا «اُذُن» (گوش دهنده بر هر حرفى نامیدند)، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار على با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنکه خداوند عز و جل در این باره چنین نازل کرد: «وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ ...» : «از آنان کسانى هستند که پیامبر را اذیت مى‏کنند و مى‏گویند او «اُذُن» (گوش دهنده به هر حرفى) است، بگو: گوش است ـ بر ضد کسانى که گمان مى‏کنند او «اُذُن» است ـ و براى شما خیر است، به خدا ایمان مى‏آورد و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام مى‏نماید، و براى کسانى از شما که ایمان آورده‏اند رحمت است؛ و کسانى که پیامبر را اذیت مى‏کنند عذاب دردناکى در انتظارشان است

اگر من بخواهم گویندگان این نسبت (اُذُن) را نام ببرم مى‏توانم، و اگر بخواهم به شخص آنان اشاره کنم مى‏نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفى کنم مى‏توانم، ولى به خدا قسم من در کار آنان با بزرگوارى رفتار کرده‏ام.

بعد از همه اینها، خداوند از من راضى نمى‏شود مگر آنچه در حق على بر من نازل کرده ابلاغ نمایم. «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ...»، «اى پیامبر برسان آنچه ـ در حق على ـ از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده‏اى، و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند.»