فردا روزی است که همه دعاهای انسان اجابت میشود.
اعمال انسان در این روز باطن پیدا می کند و به عالم غیب وصل میشود.
نیات جزو اعمال حساب میشود.همچنین سخن ها.
فردا روز عرفه است.
میگویند، احتیاط کن ، التماس نکن!
من احتیاط نکرده ام......واقعاً التماس دعا دارم.
ادامه خطبه غدیر را از لسان پیامبر نوش کنید...
......................................................................................................
فرمان الهى براى مطلبى مهم
براى خداوند بر نفس خود به عنوان بندگى او اقرار مىکنم، و شهادت مىدهم براى او به پروردگارى، و آنچه به من وحى نموده ادا مىنمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابى از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حیله عظیمى بکار بندد و دوستى او خالص باشد ـ نیست خدایى جز او ـ زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق على بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرساندهام، و براى من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.
خداوند به من چنین وحى کرده است: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ...»، «اى پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ـ درباره على، یعنى خلافت على بن ابىطالب ـ و اگر انجام ندهى رسالت او را نرساندهاى، و خداوند تو را از مردم حفظ مىکند.»
اى مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهى نکردهام، و من سبب نزول این آیه را براى شما بیان مىکنم:
جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم ـ که او سلام است ـ مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهى اعلام کنم که «على بن ابىطالب برادرِ من و وصى من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز اینکه پیامبرى بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.»
و خداوند در این مورد آیهاى از کتابش بر من نازل کرده است: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا ...»، «صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانى که ایمان آورده و نماز را بپا مىدارند و در حال رکوع زکات مىدهند»، و على بن ابىطالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مىکند.
اى مردم، من از جبرئیل درخواست کردم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمى متقین و زیادى منافقین و فساد ملامت کنندگان و حیلههاى سخره کنندگانِ اسلام اطلاع دارم، کسانى که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان مىگویند آنچه در قلبهایشان نیست، و این کار را سهل مىشمارند در حالى که نزد خداوند عظیم است. همچنین به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کردهاند تا آنجا که مرا «اُذُن» (گوش دهنده بر هر حرفى نامیدند)، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار على با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنکه خداوند عز و جل در این باره چنین نازل کرد: «وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ ...» : «از آنان کسانى هستند که پیامبر را اذیت مىکنند و مىگویند او «اُذُن» (گوش دهنده به هر حرفى) است، بگو: گوش است ـ بر ضد کسانى که گمان مىکنند او «اُذُن» است ـ و براى شما خیر است، به خدا ایمان مىآورد و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام مىنماید، و براى کسانى از شما که ایمان آوردهاند رحمت است؛ و کسانى که پیامبر را اذیت مىکنند عذاب دردناکى در انتظارشان است.»
اگر من بخواهم گویندگان این نسبت (اُذُن) را نام ببرم مىتوانم، و اگر بخواهم به شخص آنان اشاره کنم مىنمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفى کنم مىتوانم، ولى به خدا قسم من در کار آنان با بزرگوارى رفتار کردهام.
بعد از همه اینها، خداوند از من راضى نمىشود مگر آنچه در حق على بر من نازل کرده ابلاغ نمایم. «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ...»، «اى پیامبر برسان آنچه ـ در حق على ـ از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهى رسالت او را نرساندهاى، و خداوند تو را از مردم حفظ مىکند.»